اسكندر بيگ تركمان

951

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

باشى را برسالت هند تعيين فرموده همراه خان عالم را بخلع فاخره و انعامات وافره از نقود و اقمشه نفيسه و اسبان تازى نژاد سرافراز فرموده آنچه در بدايت كه داخل قلمرو همايون شده تا حين انصراف به او عطا فرموده و آنچه در هنگام رخصت مرحمت فرمودند زياده از پانزده هزار تومان عراقى بود سواى تكلفات امراء و مقربان و اعيان اردوى [ 670 ] معلى و حكام خراسان و تحف و هداياء كه به جهت پادشاه و الا جاه ارسال يافت از مرصع آلات و امتعه نفيسهء روم و فرنك و روس و بلاد ايران و تحفه‌هاى غريب هر ديار و اسبهاى تازى نژاد زياده از آن بود كه در حيز شمار آيد از جمله هداياى مرغوبه يك زنجير جيقه زلف عقار نادره روزگار كه گزيده چندين هزار زلف بود مرصع بلعلهاى ثمين و يواقيت رنگين و لئالى آبدار كه از آن جمله يك قطعه لعل خوشاب بزرگ بود كه در خزانهء هيچ پادشاه ذيجاى عديل آن نتوان يافت و مبصران جوهر شناس بهفت هزار تومان بلكه زياده قيمت نموده بودند اسم ميرزا الغ بيك بن شاهرخ بن امير تيمور گوركان بر آن نقش بود و از زمان حضرت خاقان سليمان شأن شاه اسمعيل عليه الرحمه و الرضوان از خزاين سلاطين بدست درآمده در خزانه عامره بود و از تحف و هداياى پادشاه روم نيز كه درين سال ايلچى آورده بود حصه و الوش برادرانه جهت حضرت پادشاه و الا جاه ارسال يافت و مكتوب محبت آئين دوستانه مشعر بر اظهار انواع محبت و دوستى برادرانه و اتحاد و يكدلى و بىتكلفيهاى يكانگانه در قلم آورده دقيقهء از دقايق مردمى و و داد فرو گذاشت نفرمودند و همچنين ايلچيان سلاطين دكن را كه بپايهء سرير اعلى آمده بودند رخصت انصراف ارزانى داشته بانعامات وافره نوازش فرمودند طالب بيك ايواغلى را همراه مير خليل خوشنويس ايلچى ابراهيم عادلشاه والى بيجاپور نزد او و قاسم بيك سپهسالار مازندران را همراه شيخ محمد خاتون ايلچى سلطانمحمد قطب شاه والى كلكنده برسالت او تعيين فرموده روانه نمودند و جهت هر يك از سلاطين خلع فاخره پادشاهانه و هداياى ملوكانه مناسب حال ارسال داشتند و درويش - بيك را كه از سادات مراغهء قزوين است و در سلك طبقهء شاملو ملازمان ركاب اقدس انتظام داشت بايلچيگرى نظامشاه والى احمد انكردكن تعيين فرموده روانه نمودند ليكن مشار اليه در شيراز فوت شد محمدى - بيك ولد مشار اليه در عوض پدر به خدمت مذكور مأمور گشت . ذكر فتح ولايت دورق و بدست درآمدن قلعهء آنجا كه در اين سال به تصرف اولياى دولت درآمد ولايت دورق در زمان حضرت شاه جنت مكان در تصرف امراء قزلباش حكام كوه گيلويه بود و بعد از ارتحال آن حضرت كه مهمات ممالك ايران از نظام و نسق افتاده در هر گوشه متقلبى سر برآورده بود و سيد مبارك بر عربستان حويزه مستولى شد آن ولايت را از تصرف طايفهء افشار بيرون آورده داخل حوزهء حويزهء ساخت سيد مطلب پدرش سالها در آن ملك فرمانروا بود و چون سيد مبارك در مقام عبوديت و دولتخواهى بود ولايت دورق را به او و پدرش سيد مطلب گذاشته بودند و تا اين سال در تصرف آن سلسله بود در حين كشته شدن سيد راشد والى حويزه كه در ذيل مذكور خواهد شد سيد سلامه نامى تصرف در آنجا نموده قلعه را استحكام داده بود درين سال امام قليخان بيگلربيگى فارس حسب الفرمان قضا جريان بتسخير آن مأمور گشته لشكر بولايت دورق فرستاد و قلعه را محاصره كردند سيد سلامهء